تروریسم
انگيزههاى تروريسم صهيونيستى
پژوهشگران و محققان در مورد اصولى كه مطالعه و تحقيق و بررسى دربارهى انگيزههايى كه تروريسم بر پايهى آنها بنا مىشود، نظريات زيادى ارايه دادهاند. برخى از آنها معتقدند كه تحليل و بررسى در مورد انگيزههاى تروريسم، بايد در سه سطح فردى، ملى و بينالمللى(27) صورت بگيرد. در حالى كه برخى ديگر اعتقاد دارند كه بررسى عوامل و انگيزههاى تروريسم بايد به طور عام، و بدون توجه به سطوح تعيين شده، به ويژه سطح فردى، انجام گيرد.(28)
اما آنچه مىتوان دربارهى عوامل و انگيزههاى تروريسم صهيونيستى به صورت كلى اظهار داشت، اين است كه اين عوامل بر حسب افزايش و تنوع موقعيتهايى كه تروريسم از آنها ناشى مىشود، افزايش مىيابند؛ و بر حسب اختلاف زمان و مكان، با يكديگر تفاوت دارند. برخى از اين انگيزهها عبارتند از:
× انگيزههاى نژادپرستانه
انگيزههاى نژادپرستى زمانى واقع مىشود كه بعضى طوايف يا گروهها، نسبت به عناصر نژادى يا دين معينى احساس تنفر كنند. مثل صهيونيستها كه نسبت به ديگر اقوام، به ويژه فلسطينىها، احساس تنفر و دشمنى دارند. در حقيقت ماهيت نژادپرستانهى صهيونيستها، باعث شده تا آنها در برخورد با عربها، از انگيزههاى نژادپرستانهى يهودىها بهره گيرند. همين امر سبب شده تا صهيونيسم جهانى، خشونت تروريستى خود را سر لوحهى برنامههاى خود بر ضد مسلمانان فلسطين قرار دهد.
البته شدت و قوت اين عمليات با يكديگر متفاوت بوده، به اهداف آنها بستگى دارد. اهداف آنها عبارت است از تلاش براى محدود ساختن و تنگ كردن حوزهى فعاليت فلسطينىها در سرزمينهاى اشغالى؛ و در نهايت ريشه كن كردن كامل آنها در جامعه؛ و يكدست و يكپارچه كردن كل سرزمين فلسطين از يهودىها. اين همان كارى است كه گروهها و سازمانهاى افراطى و نژادپرست صهيونيستى، به روشهاى مختلف عليه عناصر مسلمان فلسطينى در سرزمينهاى اشغالى فلسطين انجام مىدهند.
× انگيزههاى جدايىطلبانه
انگيزههاى جدايىطلبانه، نسبت زيادى از انگيزههاى تروريسم معاصر را تشكيل مىدهد، و عامل بسيارى از فعاليتهاى تروريستى بوده است. اين جدايىطلبى، در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم، عليه امپراطورىهاى موجود در آن زمان، مانند امپراطورى بريتانيا، امپراطورى اتريش - مجارستان، و امپراطورى عثمانى به وقوع پيوسته است. دورهى پس از جنگ جهانى دوم نيز شاهد افزايش فعاليتهاى تروريستى بود، كه به منظور جدايى طلبى قومى و برپايى هويتى مشخص و مستقل، به ويژه در ايرلند شمالى، اسپانيا، كانادا، هند و سريلانكا صورت مىگرفت.(29)
اما پيش از بنيادگذارى رژيم صهيونيستى، اين انگيزه بيش از هر چيز در تروريسم صهيونيستى در فلسطين تأثير داشته است. زيرا پراكندگى يهوديان در سراسر جهان، كه داراى ماهيت قومى بوده، انگيزه و دستمايهاى براى صهيونيستها شد تا براى دستيابى به شخصيت قومى مستقل، و برخوردارى از سرزمين يكپارچهى يهود در فلسطين، بر جمعيت اين قوم اقليت در فلسطين بيافزايند. مرحلهى بعد اين بود كه به سمت جداسازى ديگر اقوام، به ويژه مسلمانان فلسطينى، از اين سرزمين پيش روند. لذا استفاده از خشونت، به ويژه راههاى تروريستى و روىآورى به درگيرى با مسلمانان را در دستور برنامههاى خود قرار دادند.
× انگيزههاى دينى
اختلافات دينى و مذهبى يكى از انگيزههاى فعاليتهاى تروريستى هستند. وقتى اقليتهاى دينى معينى در منطقهاى باشند، و به گونهاى مخالف و يا گاهى متضاد با شعائر دينى اكثريت به انجام فعاليتهاى عقيدتى و عبادتى خود بپردازند، لجاجت و تعصبى كه بر محافل برخى افراد حاكم است، باعث مىشود تا انگيزه و توجيه روى آوردن به فعاليتهاى تروريستى عليه آن اقليتها شكل بگيرد. اين اقليتها نيز بهنوبهى خود، براى دفاع از موجوديت و هويت خويش، به تشكيل گروههاى تروريستى عليه اكثريت مىپردازند.
در اين مورد مىتوان به ويژه به تجربهى تروريستى در فلسطين اشاره كرد، كه در آن صهيونيستها بر ضد مسلمانان دست به اعمال تروريستى زدهاند.
تاكنون حوادث متعددى در فلسطين روى داده است كه در كنار آنها، صهيونيستها با طرح انگيزههاى دينى، به اقدامات خشونتآميز و تروريستى برضد مسلمانان دست زدهاند. به عنوان نمونه، \"ديوار ندبه\" در بيتالمقدس، يكى از محلهايى است كه صهيونيستها به دليل اختلاف با مسلمانان بر سر آن، و نيز به بهانهى دعا و نيايش در پاى آن، در مراحل مختلفى سعى كردهاند آن را به طور كامل تحت اختيار و سيطرهى خويش درآورند. به همين لحاظ ، به دفعات زياد دست به كشتار و ترور مسلمانان فلسطينى زدهاند.
در كنار انگيزههاى فوقالذكر، انگيزههاى ديگرى همچون انگيزههاى مادى، روانى، و انگيزههاى تروريسم در سطح ملى و بينالمللى، براى تروريسم صهيونيستى متصور است؛ كه هركدام حسب شرايط و موقعيت زمانى خود، شدت و ضعف دارد. انگيزههاى ديگرى نيز ممكن است براى برخى گروههاى تروريستى صهيونيستى وجود داشته باشد كه در هيچ كدام از دستهبندىهاى فوقالذكر قرار نگيرد. اما آنچه كه ذكر شد، نمايانگر انگيزههاى اصلى اكثر به قريب به اتفاق فعاليتهاى تروريستى گروهها و سازمانهاى افراطى صهيونيستى، و نيز تروريسم دولتى اسرائيل است. در حال حاضر نيز هر كدام از اين انگيزهها تأثير قابل ملاحظهاى بر فعاليتهاى تروريستى عليه مسلمانان دارند.
پژوهشگران و محققان در مورد اصولى كه مطالعه و تحقيق و بررسى دربارهى انگيزههايى كه تروريسم بر پايهى آنها بنا مىشود، نظريات زيادى ارايه دادهاند. برخى از آنها معتقدند كه تحليل و بررسى در مورد انگيزههاى تروريسم، بايد در سه سطح فردى، ملى و بينالمللى(27) صورت بگيرد. در حالى كه برخى ديگر اعتقاد دارند كه بررسى عوامل و انگيزههاى تروريسم بايد به طور عام، و بدون توجه به سطوح تعيين شده، به ويژه سطح فردى، انجام گيرد.(28)
اما آنچه مىتوان دربارهى عوامل و انگيزههاى تروريسم صهيونيستى به صورت كلى اظهار داشت، اين است كه اين عوامل بر حسب افزايش و تنوع موقعيتهايى كه تروريسم از آنها ناشى مىشود، افزايش مىيابند؛ و بر حسب اختلاف زمان و مكان، با يكديگر تفاوت دارند. برخى از اين انگيزهها عبارتند از:
× انگيزههاى نژادپرستانه
انگيزههاى نژادپرستى زمانى واقع مىشود كه بعضى طوايف يا گروهها، نسبت به عناصر نژادى يا دين معينى احساس تنفر كنند. مثل صهيونيستها كه نسبت به ديگر اقوام، به ويژه فلسطينىها، احساس تنفر و دشمنى دارند. در حقيقت ماهيت نژادپرستانهى صهيونيستها، باعث شده تا آنها در برخورد با عربها، از انگيزههاى نژادپرستانهى يهودىها بهره گيرند. همين امر سبب شده تا صهيونيسم جهانى، خشونت تروريستى خود را سر لوحهى برنامههاى خود بر ضد مسلمانان فلسطين قرار دهد.
البته شدت و قوت اين عمليات با يكديگر متفاوت بوده، به اهداف آنها بستگى دارد. اهداف آنها عبارت است از تلاش براى محدود ساختن و تنگ كردن حوزهى فعاليت فلسطينىها در سرزمينهاى اشغالى؛ و در نهايت ريشه كن كردن كامل آنها در جامعه؛ و يكدست و يكپارچه كردن كل سرزمين فلسطين از يهودىها. اين همان كارى است كه گروهها و سازمانهاى افراطى و نژادپرست صهيونيستى، به روشهاى مختلف عليه عناصر مسلمان فلسطينى در سرزمينهاى اشغالى فلسطين انجام مىدهند.
× انگيزههاى جدايىطلبانه
انگيزههاى جدايىطلبانه، نسبت زيادى از انگيزههاى تروريسم معاصر را تشكيل مىدهد، و عامل بسيارى از فعاليتهاى تروريستى بوده است. اين جدايىطلبى، در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم، عليه امپراطورىهاى موجود در آن زمان، مانند امپراطورى بريتانيا، امپراطورى اتريش - مجارستان، و امپراطورى عثمانى به وقوع پيوسته است. دورهى پس از جنگ جهانى دوم نيز شاهد افزايش فعاليتهاى تروريستى بود، كه به منظور جدايى طلبى قومى و برپايى هويتى مشخص و مستقل، به ويژه در ايرلند شمالى، اسپانيا، كانادا، هند و سريلانكا صورت مىگرفت.(29)
اما پيش از بنيادگذارى رژيم صهيونيستى، اين انگيزه بيش از هر چيز در تروريسم صهيونيستى در فلسطين تأثير داشته است. زيرا پراكندگى يهوديان در سراسر جهان، كه داراى ماهيت قومى بوده، انگيزه و دستمايهاى براى صهيونيستها شد تا براى دستيابى به شخصيت قومى مستقل، و برخوردارى از سرزمين يكپارچهى يهود در فلسطين، بر جمعيت اين قوم اقليت در فلسطين بيافزايند. مرحلهى بعد اين بود كه به سمت جداسازى ديگر اقوام، به ويژه مسلمانان فلسطينى، از اين سرزمين پيش روند. لذا استفاده از خشونت، به ويژه راههاى تروريستى و روىآورى به درگيرى با مسلمانان را در دستور برنامههاى خود قرار دادند.
× انگيزههاى دينى
اختلافات دينى و مذهبى يكى از انگيزههاى فعاليتهاى تروريستى هستند. وقتى اقليتهاى دينى معينى در منطقهاى باشند، و به گونهاى مخالف و يا گاهى متضاد با شعائر دينى اكثريت به انجام فعاليتهاى عقيدتى و عبادتى خود بپردازند، لجاجت و تعصبى كه بر محافل برخى افراد حاكم است، باعث مىشود تا انگيزه و توجيه روى آوردن به فعاليتهاى تروريستى عليه آن اقليتها شكل بگيرد. اين اقليتها نيز بهنوبهى خود، براى دفاع از موجوديت و هويت خويش، به تشكيل گروههاى تروريستى عليه اكثريت مىپردازند.
در اين مورد مىتوان به ويژه به تجربهى تروريستى در فلسطين اشاره كرد، كه در آن صهيونيستها بر ضد مسلمانان دست به اعمال تروريستى زدهاند.
تاكنون حوادث متعددى در فلسطين روى داده است كه در كنار آنها، صهيونيستها با طرح انگيزههاى دينى، به اقدامات خشونتآميز و تروريستى برضد مسلمانان دست زدهاند. به عنوان نمونه، \"ديوار ندبه\" در بيتالمقدس، يكى از محلهايى است كه صهيونيستها به دليل اختلاف با مسلمانان بر سر آن، و نيز به بهانهى دعا و نيايش در پاى آن، در مراحل مختلفى سعى كردهاند آن را به طور كامل تحت اختيار و سيطرهى خويش درآورند. به همين لحاظ ، به دفعات زياد دست به كشتار و ترور مسلمانان فلسطينى زدهاند.
در كنار انگيزههاى فوقالذكر، انگيزههاى ديگرى همچون انگيزههاى مادى، روانى، و انگيزههاى تروريسم در سطح ملى و بينالمللى، براى تروريسم صهيونيستى متصور است؛ كه هركدام حسب شرايط و موقعيت زمانى خود، شدت و ضعف دارد. انگيزههاى ديگرى نيز ممكن است براى برخى گروههاى تروريستى صهيونيستى وجود داشته باشد كه در هيچ كدام از دستهبندىهاى فوقالذكر قرار نگيرد. اما آنچه كه ذكر شد، نمايانگر انگيزههاى اصلى اكثر به قريب به اتفاق فعاليتهاى تروريستى گروهها و سازمانهاى افراطى صهيونيستى، و نيز تروريسم دولتى اسرائيل است. در حال حاضر نيز هر كدام از اين انگيزهها تأثير قابل ملاحظهاى بر فعاليتهاى تروريستى عليه مسلمانان دارند.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۰۴ ساعت 9:12 توسط رسول ملکیان اصفهانی
|
هدف ما انسانی است که محبوب خدا باشد.